profile - دانشکده تربیت بدنی
عنوان جدید
ایوب صباغی
استادیار / تربیت بدنی وعلوم ورزشی / گروه آسیب شناسی و رفتار حرکتی
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
اثر تمرینات دو تکلیفی شناختی-حرکتی مبتنی بر آب بر شدت درد، الگوی گام برداری، کنترل وضعیت بدن و عملکرد شناختی در زنان سالمند مبتلا به استئوآرتریت زانوی شهرستان کرمانشاه
مهدیه باباجانی 1404مقدمه: دردهای مزمن میتواند سبب اختلالات شناختی شده و در حین انجام تکالیف دوگانه، کنترل وضعیتی بیمار مبتلا به درد مزمن را دچار چالش کرده و او را در معرض خطر سقوط قرار دهد. استئوآرتریت زانو یکی از شایعترین بیماریهای مرتبط با افزایش سن است که منجر به درد و ناتوانی در انجام فعالیتهای روزمره شده و بیماران را با افت عملکرد تعادل، در معرض خطر سقوط و پیامدهای متعاقب آن قرار میدهد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثرات تمرینات دو تکلیفی شناختی-حرکتی مبتنی بر آب بر شدت درد، عملکرد شناختی، تعادل ایستا و پویا و الگوی گام برداری در زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو میباشد. مواد و روشها: در این کارآزمایی بالینی دو سویه کور با گروههای موازی و طرح پیش آزمون-پس آزمون، ?? زن مبتلا به استوآرتریت زانو (میانگین سن: 78/7 ± 89/54 سال، میانگین قد: 12/6 ± 49/ 158 سانتیمتر و میانگین وزن: 74/11 ± 65/78 کیلوگرم) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تمرینات دوتکلیفی شناختی-حرکتی مبتنی بر آب (22n=) و تمرینات رایج آبدرمانی (22n=) تخصیص داده شدند. مداخلات به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت ?? دقیقه اعمال شد. قبل از اجرای مداخلات و پس از اتمام مداخلات، متغیر درد با پرسشنامه VAS، عملکرد شناختی با پرسشنامه MoCA، تعادل ایستا و پویا با دستگاه Tecnobody و الگوی گام برداری با دستگاه PT-Scan ارزیابی شد. ارزیابی پیامدهای تعادل ایستا و پویا و الگوی گامبرداری در پیش آزمون و پس آزمون، در سه حالت اعمال بار شناختی، انجام گرفت. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازههای تکراری توسط نرم افزار نسخه 27 استفاده شد. یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد هر دو مداخله تمرینات دوتکلیفی شناختی-حرکتی مبتنی بر آب و تمرینات رایج آبدرمانی منجر به بهبود معناداری در شاخصهای شدت درد (001/0>P)، عملکرد شناختی (001/0>P)، تعادل ایستا (003/0=P)، تعادل پویا (001/0>P) و الگوی گامبرداری (004/0=P) شدند. همچنین بر اساس مقایسههای بین گروهی مشاهده شد که میانگین شدت درد و عملکرد شناختی تفاوت معناداری بین گروهها داشت (به ترتیب 004/0=P و 001/0>P) و در تعادل پویا جز در بار شناختی متوسط تفاوتی بین گروهها وجود نداشت (001/0>P). در مقابل در متغیرهای تعادل ایستا و الگوی گامبرداری تفاوت معناداری بین دو گروه تمرینات دوتکلیفی شناختی-حرکتی مبتنی بر آب و تمرینات رایج آبدرمانی وجود نداشت. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه میتوان نتیجه گرفت که هر دو مداخله تمرینات دوتکلیفی شناختی–حرکتی مبتنی بر آب و آبدرمانی رایج، در بهبود شدت درد، عملکرد شناختی، تعادل ایستا و پویا و الگوی گامبرداری زنان سالمند مبتلا به استئوآرتریت زانو موثر هستند. با این حال، افزودن مولفههای شناختی به تمرینات آبی میتواند بهبودهای بیشتری در شدت درد، عملکرد شناختی و تعادل پویا تحت بار شناختی کم ایجاد کند. در نهایت میتوان نتیجه گرفت که ترکیب محرکهای شناختی و حرکتی در محیط آبی، یک مداخله توانبخشی ایمن و موثر است که میتواند بهطور همزمان سلامت جسمانی و شناختی بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو را بهبود بخشد. کلید واژگان: استئوآرتریت زانو، تمرینات دوتکلیفی، آبدرمانی، درد، تعادل، عملکرد شناختی، الگو گام برداری
-
آثار اعمال بار های شناختی مختلف بر شدت درد، الگوی گام برداری و کنترل پاسچر زنان سالمند مبتلا به استئوآرتریت زانو ، به دنبال شش جلسه تحریک غیر تهاجمی مغزی (anodal-tDCS)
مرجان قنبری 1404چکیدهمقدمه: رایجترین و خطرسازترین مشکل، در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو، نقص تعادل و کنترل پاسچر به ویژه هنگامتکالیف شناختی همزمان بوده که، سبب افزایش احتمال خطر سقوط در آنها میشود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی آثاربارهای شناختی بر شدت درد، کنترل پاسچر و الگوی گامبرداری به دنبال شش جلسه تحریک tDCSآنودال نقاط M1و. بودDLPFCروشها: پنجاه و چهار زن سالمند مبتلا به استئوآرتریت زانو با دارا بودن معیارهای ورود به مطالعه، داوطلب شرکت درپژوهش حاضر شدند؛ که به طور تصادفی در گروههای تحریک 18( anodal-tDCS-M1نفر،) گروه تحریک -anodal18( tDCS- DLPFCنفر) و گروه shamیا کنترل (18نفر) تخصیص داده شدند. قبل از اعمال شش جلسه تحریکغیرتهاجمی و بلافاصله پس از پایان، تعادل با دستگاه ،Tecnobodyالگوگامبرداری با دستگاه ،PT-Scanدرد با پرسشنامهVASو عملکرد شناختی با پرسشنامه MOCAبررسی شد. مداخلات شامل شش جلسه متوالی 20دقیقهای تحریک tDCSآنودال نواحی M1و DLPFCبود. در پیش آزمون و پس آزمونها، هنگام ارزیابی پیامدهای مطالعه، صحبت کردن باآزمودنی به عنوان بار شناختی با دشواری کم، تکلیف حسابی شنیداری به عنوان بار شناختی با دشواری متوسط و تکلیفحسابی سریالی به عنوان بار شناختی با دشواری بالا شد.یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که، شش جلسه مداخله tDCSاعمال شده بر هر دو ناحیه M1و DLPFCبهطورمعناداری سبب کاهش شدت درد در مقایسه با گروه کنترل شده است و بین دو مداخله در این اثرگذاری تفاوتی دیده نشد( .) P<0/001همچنین، تاثیر مداخله M1بر تعادل داینامیک در شرایط بار شناختی بالا به طور معناداری بهتر از DLPFCبود. علاوه بر آن در خصوص فاکتور شاخص تقارن توزیع فشار کف پایی، تاثیر مداخله M1بر این شاخص در شرایط بارشناختی بالا به طور معناداری بهتر از DLPFCبود. با این حال، اثرگذاری مداخلات مطالعه بر تعادل استاتیک تحت سطوحمختلف بار شناختی، تفاوت معناداری را در پاسخ به تحریک نواحی مختلف مغز نشان نداد ( .) p>0/05نتیجه گیری: با عنایت به یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که، اثر تحریک مستقیم فراجمجمهای آنودال بر تعادل پویاو شاخصهای بیومکانیکی راهرفتن در زنان سالمند مبتلا به استئوآرتریت زانو وابسته به ناحیه تحریک و سطح بار شناختی است.تحریک قشر حرکتی اولیه ( )M1در برخی شرایط، بهویژه تحت بار شناختی بالا، به بهبود نسبی تقارن فشار پاشنه و تعادل پویامنجر شد، در حالی که تحریک DLPFCتاثیر معناداری نشان نداد. با این حال، تفاوت قطعی و پایدار بین دو ناحیه در تمامیشرایط مشاهده نشد، اما هدفگیری اختصاصی M1ممکن است در شرایط شناختی چالشبرانگیز سودمندتر باشد.کلید واژگان: بار شناختی، کنترل پاسچر، درد، استئوآرتریت زانو، تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای ( ،)tDCSتعادل،الگوگام برداری
-
مقایسه آثار تمرینات مقاومتی با دستگاه و با وزنه های آزاد بر عملکردهای حرکتی در زنان میانسال با تاکید بر قدرت عضلانی و عملکرد اجرایی
حسنا حیدری شهنا 1404 -
مقایسه هشت هفته تمرینات ثبات داینامیک عصبی عضلانی (DNS) و Thrower's Ten بر شاخص های عملکرد حرکتی، کینماتیکی راه رفتن و آسیب اندام تحتانی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم دارای ضعف کنترل گردنی
فاطمه کرمی خاتونبان 1404مقدمه و هدف: ضعف کنترل گردنی یکی از مشکلات شایع اسکلتی–عضلانی در میان دانشآموزان است که در اثر تغییر سبک زندگی، نشستنهای طولانیمدت، استفاده زیاد از تلفن همراه و کاهش فعالیت بدنی بروز میکند. این اختلال میتواند تعادل، عملکرد ورزشی و کیفیت حرکتی را تحت تاثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر ? هفته تمرینات ثبات داینامیک عصبی–عضلانی و Thrower’s Ten بر تعادل پویا و ایستا، مکانیک فرود، متغیرهای حرکتی اندام تحتانی، عملکرد پرش، حس عمقی گردن، قدرت عضلات عمقی گردن و دامنه حرکتی گردن در دانشآموزان دختر دارای ضعف کنترل گردنی بود. روش شناسی: این مطالعه بهصورت نیمهتجربی انجام شد. جامعه آماری شامل 45 دانشآموز دختر مبتلا به ضعف کنترل گردنی بود که بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: تمرینات ثبات داینامیک عصبی–عضلانی (15 نفر)، تمرینات Thrower’s Ten (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر). پروتکل تمرینی به مدت 8 هفته و سه جلسه در هفته اجرا شد. برای ارزیابی متغیرهای پژوهش از ابزارهای، تعادل پویا با آزمون Y، تعادل ایستا با آزمون رومبرگ، مکانیک فرود با آزمون سیستم امتیازدهی خطای فرود (LESS)، شاخصهای عملکرد حرکتی با آزمونهای پرش تکپایی، پرش سهگامی، پرش متقاطع و پرش 6 ثانیهای، دامنه حرکتی گردن با شیبسنج (Inclinometer)، حس عمقی گردن با شیبسنج اینکلاینومتر و برای ارزیابی ضعف کنترل گردنی از دستگاه بیوفیدبک فشاری (Pressure Biofeedback Unit) استفاده شد. پیشآزمون 24 ساعت قبل از شروع تمرینات و پسآزمون یک روز پس از پایان دوره تمرینی انجام گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه و آزمون t همبسته در سطح معناداری P < 0/05 و با بهرهگیری از نرمافزار نسخه 26 صورت پذیرفت. یافتهها: براساس یافته های مطالعه حاضر، تعادل پویا و ایستا، مکانیک فرود، دامنه حرکتی گردن، حس عمقی گردن و عملکردی پس از پروتکل های ثبات داینامیک عصبی - عضلانی و Thrower’s Ten بهبود معناداری یافته است. اما در گروه کنترل اختلاف معناداری وجود ندارد و پروتکل های ثبات داینامیک عصبی - عضلانی در بعضی متغیرها اثر بهتری دارد. نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، هر دو نوع تمرین ثبات داینامیک عصبی - عضلانی و Thrower’s Tenمیتوانند موجب بهبود تعادل، کیفیت حرکتی اندام تحتانی، حس و قدرت عضلات عمقی گردن و دامنه حرکتی گردن در دانشآموزان دارای ضعف کنترل گردنی شوند. این تمرینات میتوانند بهعنوان رویکردهای موثر در برنامههای پیشگیری و توانبخشی مورد استفاده قرار گیرند. کلید واژه: ضعف کنترل گردنی؛ ثبات داینامیک عصبی–عضلانی؛ Thrower’s Ten؛ تعادل پویا
-
مقایسه آثار پنج جلسه تحریک غیرتهاجمی مغزی (tDCS و tPCS) در کنار مداخلات رایج فیزیوتراپی بر عملکرد حرکتی، ترس از حرکت، قدرت، حس عمقی مفصل زانو و تعادل ورزشکاران بعد از بازسازی رباط صلیبی قدامی با پیگیری یک ماهه
سارا رستمی 1404 -
تاثیر دهان شوی کافئین و کافئین-کربوهیدرات بر تعادل و فاکتورهای روانشناختی پس از فعالیت وامانده ساز استقامتی در مردان ورزشکار
امیرمحمد امیرسلیمانی 1404فعالیتهای واماندهساز استقامتی با ایجاد خستگی گسترده در سیستم عصبی–عضلانی و تغییرات قابلتوجه در شاخصهای روانشناختی، موجب افت تعادل، کاهش تمرکز و افزایش ادراک خستگی در ورزشکاران میشود. در سالهای اخیر، استفاده از دهانشویههای ورزشی بهعنوان یک مداخله سریعالاثر و غیرتهاجمی مورد توجه قرار گرفته است، زیرا با تحریک گیرندههای دهانی و فعالسازی مسیرهای عصبی مرکزی میتوانند بدون ورود ماده به جریان خون بر عملکرد روانی و حرکتی اثر بگذارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو نوع دهانشویه کافئین و دهانشویه کافئین–کربوهیدرات بر تعادل و فاکتورهای روانشناختی پس از فعالیت واماندهساز استقامتی در مردان ورزشکار انجام شد. در این مطالعه، 20 مرد سالم و فعال بدنی در بازه سنی ?? تا ?? سال که دارای شاخص توده بدنی ???? تا ???? کیلوگرم بودند، پس از اجرای یک فعالیت استقامتی واماندهساز، در سه شرایط مداخلهای مختلف شامل دهانشویه کافئین، دهانشویه کافئین–کربوهیدرات و شرایط کنترل (دارونما) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تعادل ایستا و پویا، و همچنین شاخصهای روانشناختی شامل ادراک خستگی، انگیختگی و تمرکز پیش و پس از مداخله اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که هر دو نوع دهانشویه موجب بهبود نسبی برخی متغیرهای روانشناختی و تعادلی شدند، اما دهانشویه ترکیبی کافئین–کربوهیدرات در بهبود برخی شاخصها عملکرد قویتری نسبت به دهانشویه کافئین بهتنهایی داشت. این یافتهها بیانگر آن است که استفاده از دهانشویههای فعال، بهویژه نوع ترکیبی، میتواند راهکاری کارآمد برای کاهش اثرات منفی خستگی استقامتی و بهبود وضعیت روانی و تعادلی ورزشکاران باشد. فعالیتهای واماندهساز استقامتی با ایجاد خستگی گسترده در سیستم عصبی–عضلانی و تغییرات قابلتوجه در شاخصهای روانشناختی، موجب افت تعادل، کاهش تمرکز و افزایش ادراک خستگی در ورزشکاران میشود. در سالهای اخیر، استفاده از دهانشویههای ورزشی بهعنوان یک مداخله سریعالاثر و غیرتهاجمی مورد توجه قرار گرفته است، زیرا با تحریک گیرندههای دهانی و فعالسازی مسیرهای عصبی مرکزی میتوانند بدون ورود ماده به جریان خون بر عملکرد روانی و حرکتی اثر بگذارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو نوع دهانشویه کافئین و دهانشویه کافئین–کربوهیدرات بر تعادل و فاکتورهای روانشناختی پس از فعالیت واماندهساز استقامتی در مردان ورزشکار انجام شد. در این مطالعه، 20 مرد سالم و فعال بدنی در بازه سنی ?? تا ?? سال که دارای شاخص توده بدنی ???? تا ???? کیلوگرم بودند، پس از اجرای یک فعالیت استقامتی واماندهساز، در سه شرایط مداخلهای مختلف شامل دهانشویه کافئین، دهانشویه کافئین–کربوهیدرات و شرایط کنترل (دارونما) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تعادل ایستا و پویا، و همچنین شاخصهای روانشناختی شامل ادراک خستگی، انگیختگی و تمرکز پیش و پس از مداخله اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که هر دو نوع دهانشویه موجب بهبود نسبی برخی متغیرهای روانشناختی و تعادلی شدند، اما دهانشویه ترکیبی کافئین–کربوهیدرات در بهبود برخی شاخصها عملکرد قویتری نسبت به دهانشویه کافئین بهتنهایی داشت. این یافتهها بیانگر آن است که استفاده از دهانشویههای فعال، بهویژه نوع ترکیبی، میتواند راهکاری کارآمد برای کاهش اثرات منفی خستگی استقامتی و بهبود وضعیت روانی و تعادلی ورزشکاران باشد.
-
بررسی ارتباط استقامت عضلات تنه با کنترل پاسچر، مکانیک فرود و ثبات عملکردی اندام فوقانی دختران والیبالیست با و بدون نقص کنترل تنه
فاطمه کریمی نژاد 1404بررسیارتباط استقامت عضلات تنه با کنترل پاسچر، مکانیک فرود و ثبات عملکردی اندام فوقانی دختران دانش آموز والیبالیست با و بدون نقص کنترل تنه
-
تاثیر 8 هفته بازی درمانی و مکمل دهی ویتامین D بر تبحر حرکتی در کودکان 10-12 ساله مبتلا به نشانگان ADHD
سونا جبینی 1404مقدمه: اختلال نقصتوجه/بیشفعالی (ADHD) از شایعترین اختلالات عصبتکاملی کودکان است که افزون بر مشکلات شناختی و رفتاری، با ضعف قابلتوجه در تبحر حرکتی نیز همراه است. کاهش هماهنگی، نقص در مهارتهای حرکتی ظریف و درشت و مشکلات خودتنظیمی رفتاری از پیامدهای رایج این اختلال است. از سوی دیگر، شواهد پژوهشی بر نقش مداخلات حرکتی و مکملدهی ویتامین D در بهبود عملکرد عصبی–عضلانی و رفتار کودکان مبتلا به ADHD تاکید دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر 8 هفته بازیدرمانی مبتنی بر رویکرد بالشوله، مکملدهی ویتامین D و ترکیب این دو بر تبحر حرکتی و شاخص نشانگان ADHD درکودکان دختر ?? تا ?? ساله دارای بیشترین نشانگان ADHD بود. روش تحقیق: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. پس از غربالگری با پرسشنامه مقیاس رتبهبندی ADHDمبتنی بر DSM-5، ?? دانشآموز دختر دارای بیشترین نشانگان ADHD بهصورت تصادفی در چهار گروه بازیدرمانی، ویتامین D، ترکیبی (بازیدرمانی + ویتامین D) و کنترل قرار گرفتند. مداخله طی هشت هفته اجرا شد. تبحر حرکتی با فرم کوتاه آزمون تبحر حرکتی برونینکس–اوزرتسکی (BOTMP-2) و شاخص نشانگان ADHD با پرسشنامه ADHD-RS(DSM-5) سنجیده شد. دادهها با استفاده از ANCOVA و MANCOVA و با کنترل پیشآزمون تحلیل گردید. یافتهها: نتایج نشان داد هر سه نوع مداخله (بازیدرمانی، ویتامین D، ترکیب بازیدرمانی + ویتامین D) بر تبحر حرکتی کل، مهارتهای حرکتی ظریف و درشت و نیز شاخص نشانگان ADHD تاثیر معناداری دارد (p < 0.001). هر سه مداخله نسبت به گروه کنترل موجب بهبود معنادار در عملکرد حرکتی و کاهش نشانگان ADHD شدند. بیشترین میزان بهبود در اغلب شاخصها مربوط به گروه ترکیبی بود؛ بااینحال، تفاوت آن با دو مداخله منفرد (بازیدرمانی و ویتامین D) در همه موارد معنادار نبود. در شاخص نشانگان ADHD، هر سه مداخله بهطور مشابه موجب کاهش معنادار شدت علائم شدند (p < 0.001) و تفاوت معناداری بین مداخلات مشاهده نگردید. نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که بازیدرمانی، مکملدهی ویتامین D و ترکیب این دو رویکرد، همگی در بهبود تبحر حرکتی و کاهش نشانههای رفتاری ADHD موثرند. اثربخشی بالاتر مداخله ترکیبی در برخی شاخصها از رویکرد چندبعدی برای توانبخشی کودکان داری نشانگان ADHD حمایت میکند. با توجه به نتایج، ترکیب فعالیتهای حرکتی ساختاریافته با اصلاح وضعیت تغذیهای میتواند بهعنوان رویکردی کارآمد در مراکز درمانی و آموزشی بهکار رود. واژگان کلیدی: نشانگان ADHD؛ کودکان؛ تبحر حرکتی؛ بازیدرمانی بالشوله؛ ویتامین D؛ BOTMP-2؛ ADHD-RS(DSM-5)
-
تاثیر 8 هفته مکمل دهی ویتامین دی و تمرینات برین بال بر عملکرد اجرایی در کودکان 12-10 ساله مبتلا به نشانگان اختلال نقص توجه / بیش فعالی
مهسا چرخان 1404هدف: اختلال ADHD با ترکیبی از سطوح نامناسب بیتوجهی، رفتار تکانشی و بیش فعالی مشخص میشود. نتایج مطالعات نشان داده است که فعالیت بدنی در قالب بازی نقش مهمی در پاتوفیزیولوژی و مدیریت ADHD دارد. علاوه بر این، با توجه به نقش حیاتی ویتامین D در عملکرد صحیح سیستم عصبی مرکزی و سلامت روان مصرف این ویتامین میتواند به عنوان یک درمان مکمل و یک داروی کمکی موثر، علائم این بیماران را بهبود بخشد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر هشت هفته مکملدهی ویتامین دی و تمرینات Brain ball بر عملکرد اجرایی درکودکان ??_??ساله مبتلا به نشانگان اختلال نقص توجه / بیش فعالی (ADHD) است. روش پژوهش: بدین منظور60 دانش آموز مبتلا به نشانگان ADHD بر اساس پرسشنامه تشخیصیADHD Rating Scale DSM-5 والدین و معلمان و تحت نظر متخصص روانشناس در این پژوهش شرکت کردند و به طور تصادفی در یکی از گروههای کنترل (15 نفر)، گروه ویتامین دی(15 نفر)، گروه برین بال (15 نفر)، گروه ویتامین دی+برین بال (15 نفر)، قرار گرفتند. به منظور ارزیابی نیز از تجزیه و تحلیل تستهای برو/نرو، تست استروپ رنگ کلمه و ان بک، قبل و بعد از مداخله استفاده شد. دادهها به صورت میانگین ± انحراف معیار نشان داده میشوند. توزیع نرمال با (آزمون شاپیرو – ویلک) و همسویی با (آزمون Levene) بررسی شدند. تفاوتهای بین گروهی با استفاده از تحلیل واریانس دو راهه تعیین شد. در صورت معناداری جهت یافتن محل تفاوتها از آزمون تعقیبی بونفورنی استفاده شد. تجزیه و تحلیل ها با استفاده از نرم افزار و سطح معنی داری 05/0? P تعیین شد. یافتهها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که هشت هفته مکمل دهی ویتامین دی و تمرینات Brainball، سبب کاهش معناداری در نمره و زمان تداخل در اجرای آزمون استروپ رنگ-کلمه شد، در اجرای آزمون ان بک، تعداد پاسخ صحیح بصورت معناداری افزایش و تعداد پاسخ نادرست بصورت معناداری کاهش یافت اما در میانگین زمان پاسخ تفاوت معناداری مشاهده نشد. درآزمون برو نرو خطای ارئه و خطای حذف بصورت معناداری کاهش و نمره بازداری بصورت معناداری افزایش یافت اما اثرمعناداری در میانگین زمان پاسخ دیده نشد و در نهایت سطح ADHD نیز بصورت معناداری کاهش یافت. بنابراین میتوان نتیجه گرفت مکمل دهی ویتامین دی و تمرینات Brainball میتواند عملکرد اجرایی و سطح ADHD را در کودکان 12-10 ساله مبتلا به نشانگان اختلال نقص توجه / بیش فعالی (ADHD) بهبود بخشد. کلیدواژه: اختلال نقص توجه / بیش فعالی، عملکرد اجرایی، آزمون ان بک، آزمون برو نرو، آزمون استروپ رنگ کلمه و تمرینات Brainball.
-
تاثیر 6 هفته تمرین هوازی بر بیان ژن ها و پروتئین های PLP و MBP غلاف میلین قشرمغز موش های C57BL/6 در مدل مولتیپل اسکلروزیس (MS) القا شده توسط کوپریزون
سارا پیرمحمدی 1404 -
تاثیر مکمل های کوتاه مدت رویال انرژی بر پاسخ های آسیب عضلانی و آنزیمهای کبدی در ورزشکاران مرد به فعالیت هوازی وامانده ساز
ساحل گلیارانی 1404 -
ارائه الگوی چالش های ورزش کشتی در استان لرستان با رویکرد ساختاری_تفسیری
سجاد درویشی 1404 -
تاثیر یک هفته مکمل یاری پودر سیر بر ضربان قلب ، فشار خون و درک فشار دانش آموزان دختر بدنبال یک وهله تمرین هوازی
اکرم مرادی 1404 -
الگوی چالش ها و فرصت های ورزشکاران نخبه ی پارالمپیک
سمیه قادری 1404هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی چالشها و فرصتهای ورزشکاران نخبه پارالمپیک بود. روش تحقیق کیفی (نظریه دادهبنیاد با رویکرد گلیزر) است. جامعه آماری پژوهش حاضر صاحب نظران (اساتید، مربیان، روسای هیئت و ورزشکاران) در حوزه ورزش پارالمپیک میباشند. جهت نمونهگیری برای انجام مصاحبههای عمیق از روش نمونهگیری گلوگه برفی استفاده شد. ابزار تحقیق مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. برای گردآوری دادهها از 16 نفر مصاحبه به عمل آمد. روایی ابزار پژوهش(مصاحبه)، توسط مصاحبهشوندگان و سپس اساتید متخصص، مورد بررسی قرار گرفت و تایید گردید و برای سنجش پایایی از روش توافق درون موضوعی استفاده شد که مطابق این روش مقدار پایایی برابر با 84/0 بود. در راستای تجزیه و تحلیل دادهها از روش نظریه دادهبنیاد استفاده شد. یافتههای این پژوهش نشان داد که چالشهای ورزشکاران نخبه پارالمپیکی شامل: مشکلات اقتصادی، مشکلات فرهنگی_اجتماعی، مشکلات ورزشی، مشکلات مدیریتی، مشکلات حقوقی_قانونی، مشکلات رسانهای و مشکلات سیاسی میباشد. همچنین فرصتهای ورزشکاران نخبه پارالمپیکی شامل: عوامل ورزشی، عوامل روانشناختی، عوامل آموزشی و حرفهای، عوامل اقتصادی و مالی، عوامل اجتماعی و فرهنگی، عوامل سیاسی و حقوقی و عوامل فناوری و رسانهای میباشد. که این مقولهها دارای یسری کدهای باز و محوری بودند. بر اساس یافتههای این پژوهش نتیجه میگیریم ورزشکاران نخبه پارالمپیک همزمان با چالشهای جسمی، اجتماعی و ساختاری، فرصتهای بینظیری برای رشد فردی، الهامبخشی و ارتقای جایگاه ورزش معلولان در جامعه به دست میآورند. بررسی الگوی چالشها و فرصتها نشان میدهد که حمایتهای نهادی و فرهنگی میتواند مسیر موفقیت آنان را هموارتر سازد.
-
مقایسه تاثیر تمرینات شناختی و روانی-حرکتی بر کارکردهای اجرایی، ترس از افتادن، شاخص شناختی و فعالیت های روزمره زنان سالمند شهرستان کرمانشاه
فیروزه طهماسبی توللی 1404مقدمه و هدف: افت عملکرد حرکتی و شناختی یکی از اصلی ترین مشکلات سالمندان است. استفاده از تمرینات ورزشی را میتوان به عنوان یک برنامه مداخله ای موثر پیشنهاد نمود. لذا هدف از این پژوهش، مقایسه تاثیر تمرینات شناختی و روانی-حرکتی بر کارکردهای اجرایی، ترس از افتادن، شاخصشناختی و فعالیتهای روزمره زنان سالمند شهرستان کرمانشاه بود. روش شناسی: روش تحقیق پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح تحقیق پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی زنان سالمند بالای 65 سال شهرستان کرمانشاه بود. نمونه آماری آن شامل 45 زن سالمند در محدوده سنی 65 تا 75 سال بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در 3 گروه تمرینات شناختی، ادراکی-حرکتی و کنترل جای گذاری شدند. جهت سنجش ترس از افتادن از آزمون مقیاس کارآمدی افتادن، جهت سنجش فعالیت روزمره سالمندان از مقیاس فعالیت های روزمره ماهونی و بارتل(1965)، جهت سنجش شاخص شناختی از ارزیابی وضعیت شناختی فلوستین(1975) و جهت سنجش کارکرداجرایی از پرسشــنامه کارکردهــای اجرایــی جرارد(2000) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی، برای محاسبه گرایش های مرکزی، از میانگین و برای گرایش های پراکندگی، انحراف معیار دادهها استفاده شد. در بخش آمار استنباطی نیز، پس از اطمینان از توزیع طبیعی داده ها با استفاده از آزمون شاپیرو-ویلک، از آزمون آنووا 3*2 استفاده گردید. چکیده مقدمه و هدف: افت عملکرد حرکتی و شناختی یکی از اصلی ترین مشکلات سالمندان است. استفاده از تمرینات ورزشی را میتوان به عنوان یک برنامه مداخله ای موثر پیشنهاد نمود. لذا هدف از این پژوهش، مقایسه تاثیر تمرینات شناختی و روانی-حرکتی بر کارکردهای اجرایی، ترس از افتادن، شاخصشناختی و فعالیتهای روزمره زنان سالمند شهرستان کرمانشاه بود. روش شناسی: روش تحقیق پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح تحقیق پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی زنان سالمند بالای 65 سال شهرستان کرمانشاه بود. نمونه آماری آن شامل 45 زن سالمند در محدوده سنی 65 تا 75 سال بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در 3 گروه تمرینات شناختی، ادراکی-حرکتی و کنترل جای گذاری شدند. جهت سنجش ترس از افتادن از آزمون مقیاس کارآمدی افتادن، جهت سنجش فعالیت روزمره سالمندان از مقیاس فعالیت های روزمره ماهونی و بارتل(1965)، جهت سنجش شاخص شناختی از ارزیابی وضعیت شناختی فلوستین(1975) و جهت سنجش کارکرداجرایی از پرسشــنامه کارکردهــای اجرایــی جرارد(2000) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی، برای محاسبه گرایش های مرکزی، از میانگین و برای گرایش های پراکندگی، انحراف معیار دادهها استفاده شد. در بخش آمار استنباطی نیز، پس از اطمینان از توزیع طبیعی داده ها با استفاده از آزمون شاپیرو-ویلک، از آزمون آنووا استفاده گردید. یافته ها: نتایج با استفاده از آزمون آماری آنالیزواریانس یک راهه نشان داد که میان سه گروه تمرینات شناختی، تمرینات ادراکی-حرکتی و کنترل در متغیرهای کارکردهای اجرایی، شاخص شناختی و فعالیت های روزمره تفاوت معناداری وجود ندارد؛ اما با توجه به میانگین نمرات، تمرینات ادراکی-حرکتی بر متغیرهای نام برده شده موثرتر بوده است. همچنین میان سه گروه تمرینات شناختی، تمرینات ادراکی-حرکتی و کنترل در متغیر ترس از افتادن تفاوت معناداری وجود دارد و با توجه به میانگین نمرات، تمرینات ادراکی-حرکتی بر متغیر نام برده شده موثرتر بود اما بین تمرینات شناختی و تمرینات ادراکی-حرکتی تفاوت معناداری وجود نداشت. نتیجه گیری: با توجه به اثرگذاری تمرینات ادراکی-حرکتی بر متغیرهای نام برده شده در سالمندان، توصیه می شود مربیان و مراقبین از این تمرینات جهت بهبود عملکرد حرکتی و شناختی سالمندان استفاده نمایند. کلیدواژگان: تمرینات شناختی، تمرینات روانی-حرکتی، کارکردهای اجرایی، ترس از افتادن، شاخص شناختی، فعالیت روزمره، سالمندان
-
تاثیر بازی های مونته سوری بر سواد بدنی و کارکردهای اجرایی دانش آموزان پسر9-6 سال شهر اسلام آباد
طیبه کیانی 1404چکیده مقدمه و هدف: بازی یکی از شیوه های افزایش تحرک جسمانی در کودکان است. استفاده از شیو های نوین بازی می تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد. لذا هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر بازی های مونته سوری بر سواد بدنی و کارکردهای اجرایی دانش آموزان پسر9-6 سال شهر اسلام آباد می باشد. روش شناسی: روش تحقیق پژوهش حاضر، نیمه تجربی، طرح تحقیق پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان پسر9-6 سال شهر اسلام آباد بودند که از بین آنها، تعداد 50 نفر (براساس پیشینه پژوهش،25 نفر گروه آزمایش و 25 نفر گروه کنترل) به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای اندازه گیری سواد بدنی از آزمون سواد بدنی کانادایی-2، جهت سنجش حافظه کاری از آزمون حافظه رایدینگ، جهت سنجش بازداری شناختی از آزمون فلانکر و درنهایت جهت سنجش اتعطاف پذیری شناختی از آزمون سمپل-استروپ استفاده گردید. پس از اطمینان از توزیع طبیعی داده ها با استفاده از آزمون کلوموگروف-اسمیرنوف، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون آماری تی مسنقل و تی همبسته برای مقایسه بین گروهی و درون گروهی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد میان دو گروه دانش آموزان پس از دریافت بازی های مونته سوری، در متغیرهای سواد بدنی، حافظه کاری، بازداری شناختی و انعطاف پذیری شناختی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین در گروه آزمایش از پیش آزمون به پس آزمون در متغیرهای نام برده شده تفاوت معنی داری ایجاد شد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر، به مربیان، والدین و مراقبین توصیه می شود از بازی های مونته سوری جهت ارتقای سواد جسمانی و کارکرداجرایی دانش آموزان استفاده نمایند. کلیدواژگان: بازی مونته سوری، سواد بدنی، کارکرداجرایی، دانش آموزان
-
مقایسه آثار تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای (1M و DLPFC (بر حس عمقی مفصل زانو، تعادل و عملکرد حرکتی پس از خستگی عصبی- عضلانی در زنان ورزشکار
سمانه ولدبیگی 1404چکیده مقدمه: بسیاری از آسیبهای رباط صلیبی قدامی (ACL[1]) در شرایط غیرتماسی و در مانورهایی چون کاتینگ[2]، چرخش یا فرود به دنبال یک پرش، رخ میدهند. خستگی نیز بهعنوان یک عامل شناخته شده در کاهش ظرفیت تولید نیروی عضله، میتواند کنترل حرکات را تغییر داده و فرد را در معرض آسیبهایی چون پارگی ACL قرار دهد. تحریک جریان مستقیم فرا جمجمهای (tDCS[3]) بهعنوان روشی غیرتهاجمی در بهبود عملکردهای عصبی - عضلانی میتواند در مهار خستگی عصبی - عضلانی موثر واقع شود؛ بنابراین محققین در مطالعه حاضر به دنبال مقایسه اثرات تحریک آنودال نواحی قشر حرکتی اولیه (M1[4]) و قشر پیشپیشانی جانبی (DLPFC[5]) بر حس عمقی مفصل زانو، تعادل ایستا، تعادل پویا و عملکرد حرکتی پس از خستگی عصبی - عضلانی در زنان تمرین کرده بودند. روشها: در مطالعه نیمهتجربی حاضر، 45 ورزشکار زن تمرین کرده، با دارا بودن معیارهای ورود به مطالعه، بهصورت تصادفی ساده به سه گروه تحریکM1 ، DLPFC و sham (هر گروه 15 نفر) تخصیص داده شدند. پس از ارزیابی پیامدهای مطالعه در پیشآزمون، پروتکل خستگی عصبی-عضلانی اعمال و با کاهش 20 درصدی ارتفاع پرش عمودی و کسب حداقل نمره 17 از مقیاس Borg، مجدداً پیامدهای مطالعه ارزیابی شدند. در ادامه، تحریکهای tDC به مدت 5 روز متوالی با شدت ? میلیآمپر و بهمدت ?? اعمال شدند. پس از اتمام مداخلات، مجدداً قبل و پس از وقوع خستگی عصبی-عضلانی، پیامدهای مطالعه بررسی شدند. پیامدهای مطالعه شامل، حس عمقی مفصل زانو، تعادل ایستا و پویا و عملکرد حرکتی اندام تحتانی بودند؛ که به ترتیب با قدرمطلق خطای بازسازی زاویه و ابزار اینکلاینومتر، دستگاه تکنوبادی، تستهای جهش تک پا، جهش لی سهگام، پرش لی 6 متر در زمان و پرش لی متقاطع اندازهگیری شدند. جهت مقایسه میانگین های درونگروهی و بینگروهی از آنوای مختلط (بین-درونگروهی) با استفاده از نرم افزار 27 استفاده شد. یافتهها: بین گروهها از نظر تغییرات حس عمقی، تعادل ایستا، تعادل پویا و عملکرد حرکتی پس از اعمال مداخلات، تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (05/0<P). اما نتایج تحلیل درونگروهی نشان داد که در گروه M1 برخی از شاخصها از جمله حس عمقی و عملکرد حرکتی بهبود نسبی یافت شد اما درDLPFC و شم این تاثیر کمتر بود. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که تحریک tDCS طی پنج جلسه در شرایط خستگی، اثرات معناداری بر شاخصهای عملکرد عصبی-عضلانی ندارد. پیشنهاد میشود مطالعات آینده با افزایش مدت مداخله، استفاده از روشهای ترکیبی و بررسی اثرات ماندگار در پیگیریهای بلندمدت انجام شود. کلید واژگان: تحریک جریان مستقیم فرا جمجمهای، خستگی عصبی-عضلانی، حس عمقی، تعادل، اندام تحتانی. [1] Anterior cruciate ligament [2] Cutting
-
آثار هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا بر برخی شاخص های التهابی در زنان مبتلا به کبدچرب غیر الکلی.
زهرا سهرابی 1404چکیده زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا بر برخی شاخصهای التهابی در زنان مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی اجرا شد. روششناسی: در این مطالعه 26 زن دارای کبد چرب غیر الکلی شرکت کردند.آزمودنیها به صورت تصادفی به دو گروه مساوی 13 نفره ،کنترل و تمرین تقسیم شدند.برنامه گروه تمرینی به صورت دویدن تناوبی به مدت30 ثانیه با شدت100درصد سرعت هوازی بیشینه و30 ثانیه بازیافت فعال با50 درصد سرعت هوازی بیشینه (4 نوبت،4دور و 5دقیقه بازیافت غیر فعال بین هر دور)بود. این برنامه تا هفته هشتم به 110 درصد (6 دور و 6 نوبت )افزایش یافت ، سه جلسه در هر هفته و طی هشت هفته اجرا شد. در ابتدا و انتهای تمرین میزان سطوح سرمی آنزیمهای کبدی، نیمرخ لیپیدی ،قند خون، انسولین، سیتوکینهای التهابی، شاخص مقاومت به انسولین، شاخصهای ترکیب بدن و VO?max،CRP ،هورمون کورتیزول در خون ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری آنوای دوراهه با اندازهگیری مکرر و نرم افزار با سطح معناداری 0.05 > جهت تعیین تفاوت ها استفاده شد. یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد تمرین هوازی با شدت بالا در زنان مبتلا به کبد چرب غیر الکلی منجر به کاهش معنادار وزن ،کورتیزل ، IL-6، CRP، ALT،AST،TC، شاخص مقاومت به انسولین، ،LDL شد. نشان داد تمرین HIIT منجر به کاهش معنادار وزن، BMI، گلوکز ناشتا، انسولین، HOMA-IR، CRP، IL-6، ALT، AST، TC و کورتیزول شد(0.05 > ). همچنین، بهبود معناداری در VO?max و نسبت دور کمر به لگن مشاهده شد(0.05 > )، اما تغییرات در HDL، TG و ALP بین گروهها معنادار نبود(0.05 < ). نتیجهگیری: این نتایج پیشنهاد میکنند که تمرین هوازی با شدت بالا با کاهش عوامل خطر مرتبط با سندرم متابولیک و التهاب، میتواند روشی موثرو کمهزینه در بهبود و کنترل پیشرفت بیماری کبد چرب غیرالکلی محسوب شود. این یافتهها میتوانند مبنایی برای تدوین برنامههای ورزشی درمانمحور در حوزه سلامت زنان باشند. کلیدواژهها: تمرین تناوبی با شدت بالا، کبد چرب غیرالکلی، کورتیزول،اینترلوکین6، CRP، نیمرخ لیپیدی،آنزیم کبدی.
-
مقایسه تاثیر دو شیوه بازی های ویدیویی فعال و تمرین واقعی بر تبحرحرکتی، خودپنداره بدنی و مشارکت در ورزش کودکان 10-7 ساله استان کرمانشاه
گیتی صحرائی بلوردی 1404 -
تعیین رابطه تبحرحرکتی با سازگاری اجتماعی، هوش هیجانی و هوش اجتماعی دانش آموزان دختر دوره راهنمایی شهرستان اسلام آبادغرب
فرزانه براری زمان آبادی 1404 -
اثر تمرینات ذهنی بر عملکردشناختی، اضطراب رقابتی و تاب آوری روان شناختی ووشوکاران ماهر زن
زهرا آزادی 1404مقدمه و هدف: ورزشکاران ماهر اغلب با حضور در رقابتها، متحمل آثار روانشناختی حضور در رقابت همچون استرس، اضطراب و افسردگی که احیاناً به دلیل کاهش تمرکز، توجه و سایر فاکتورهای شناختی است، میشوند. در چنین شرایطی راهکارهای مختلف به ورزشکاران پیشنهاد میشود، یکی از راهکارها استفاده از مهارتهای ذهنی خود ورزشکاران است که بهرهگیری مفید از آن نیازمند آموزش در این زمینه است. لذا هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثر تمرینات ذهنی بر عملکرد شناختی، اضطراب رقابتی و تابآوری روانشناختی ووشوکاران ماهر زن است.
-
بررسی آثار چهار هفته مکمل یاری آب سیب طبیعی بر عملکرد مقاومتی بالا تنه در دختران فعال جوان
رضوان امجدیان 1404 -
بررسی شاخص های آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت روانی پیشکسوتان نخبه در رشته های ورزشی انفرادی شهر کرمانشاه
نازنین رحمانی 1404هدف: هدف از مطالعه حاضر تعیین شاخصهای آمادگی جسمانی مرتبط با سلامت روانی پیشکسوتان نخبه در رشتههای ورزشی انفرادی شهر کرمانشاه بود. روششناسی: این پژوهش از نوع بنیادی و به روش توصیفی-همبستگی با رویکرد میدانی انجام شد. جامعه آماری شامل پیشکسوتان نخبه ورزشی رشتههای انفرادی ساکن کرمانشاه بود که 54 نفر بهصورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. معیارهای ورود شامل سلامت عمومی، سابقه عضویت در تیم ملی یا 5 سال رقابت در بالاترین سطح، و سن 40 تا 60 سال بود. ابزارهای جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای دموگرافیک، یادآمد غذایی، کیفیت زندگی (SF-36)، سلامت روان (GHQ)و رضایت از زندگی (SWLS) بود. همچنین، پارامترهای ترکیب بدنی، آمادگی قلبی-تنفسی، قدرت و استقامت عضلانی با استفاده از دستگاهها و آزمونهای استاندارد ارزیابی شد. طبیعی بودن دادهها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف سنجیده شد. تحلیلهای آماری در سطح معناداری 0.05 با نرمافزار 26 صورت گرفتند. یافتهها: نتایج نشان داد که در میان پیشکسوتان نخبه رشتههای ورزشی انفرادی شهر کرمانشاه، مردان از نظر آمادگی قلبی-تنفسی (p<0.01) استقامت بالاتنه (p=0.003) و پایینتنه (p=0.021) و قدرت عضلانی بالاتنه (p<0.001) و پایینتنه (p=0.0001) نسبت به زنان برتری داشتند. در مورد انعطافپذیری (p=0.61) تفاوت معناداری بین دو جنس مشاهده نشد. ترکیب بدنی مردان و زنان نیز تفاوت داشت؛ مردان دارای شاخص توده بدنی (p=0.008)، وزن عضله (p<0.001) و نسبت دور کمر به لگن (p=0.003) بالاتری بودند، درحالیکه زنان درصد چربی (p<0.001) و وزن چربی بیشتری داشتند (p=0.048). همچنین، بین دو گروه از نظر کیفیت زندگی (p=0.82)، سلامت روان (p=0.17) و رضایتمندی از زندگی (p=0.19) تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در آمادگی قلبی-تنفسی، استقامت و قدرت عضلانی و ترکیب بدنی بین دو جنس وجود داشت، اما در انعطافپذیری تفاوت معناداری مشاهده نشد. مردان نسبت به زنان آمادگی قلبی-تنفسی بالاتری داشتند که به تفاوتهای مورفولوژیکی، ترکیب بدنی و سطح هموگلوبین مرتبط است. همچنین، استقامت و قدرت عضلانی مردان بیشتر از زنان بود، که میتواند ناشی از حجم عضلانی بیشتر و توانایی تولید نیروی بالاتر باشد. ترکیب بدنی نیز تفاوتهای معناداری نشان داد، بهطوری که درصد چربی بدن در زنان بالاتر و توده عضلانی در مردان بیشتر بود. بااینحال، انعطافپذیری بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت. این یافتهها با مطالعات پیشین همخوانی داشته و بر اهمیت در نظر گرفتن تفاوتهای فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی بین دو جنس در تحلیل ویژگیهای آمادگی جسمانی تاکید میکنند.
-
مقایسه اثر تمرینات مقاومتی و تمرینات تقویتی چهار سر رانی بر درد، سرعت راه رفتن، کیفیت زندگی و تعادل زنان سالمند مبتلابه آرتروز زانو
ریحانه ندیمی 1403 -
تاثیر هشت هفته تمرینات ثبات داینامیک عصبی عضلانی(DNS) بر شاخص های عملکرد حرکتی، کینماتیکی راه رفتن و آسیب اندام تحتانی در دانش آموزان تربیت بدنی دارای ضعف کنترل کمری-لگنی
فاطمه ارین راد 1403 -
کتاب سنجی مطالعات حوزه ورزش زنان مسلمان در اسکوپوس و وب آو ساینس
فهیمه نوری کوله مرزی 1403این پژوهش با هدف کتاب سنجی مطالعات حوزه ورزش زنان مسلمان در اسکوپوس و وب آو ساینس انجام گرفت. در این مطالعه از تکنیکهای کتابسنجی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را مطالعات صورت گرفته مرتبط با حوزه ورزش زنان مسلمان در پایگاههای اسکوپوس و وب آو ساینس تشکیل میدهند. نمونه شامل مطالعات صورت گرفته در بازه زمانی بین سالهای 1985 تا 2023 میباشد. که معیارهای انتخاب شامل نوع سند(صرفا مقالات) زبان (محدود به اتگلیسی)، در حوزه ورزش زنان مسلمان هستند. تجزیه و تحلیلها با استفاده از نرم افزار Bibliometrix-R انجام شده است. بیبلیومتریکس ابزاری برای تجسم اطلاعات در تجزیه و تحلیل کتابسنجی بر اساس تولیدات و انتشارات علمی در کشورها و مناطق، مجلات، نویسندگان، مقالات، کلمات کلیدی و موسسات تحقیقاتی است. یافتههای این پژوهش نشان داد که موضوعات پرطرفدار در ورزش زنان در برگیرنده: جنسیت، ورزش، اسلام و زنان مسلمان بودند. و در نهایت تحلیل هم رخدادی واژهها نشان داد که خوشه قرمز موارد مرتبط با ورزش را نشان داد از جمله: جنسیت، اسلام و فعالیت بدنی؛ خوشه آبی بر زنان مسلمان متمرکز شده است و به تقاطع، ادغام، مهاجرت و فمینیسم بین المللی مرتبط است؛ خوشه سبز شامل چهار مورد مرتبط با پیوند دختران، مسلمانان، تربیت بدنی و دینداری است. لذا نتیجه میگیریم برای بهبود وضعیت ورزش زنان مسلمان میبایست بر یافتههای پژوهش حاضر متمرکز شد و از طریق تعامل ارتباط با نویسندگان و مجلات معبتر در این حوزه در جهت توسعه ورزش بانوان اقدام شود.
-
اثر ادراک فساد بر تمایل به ارتکاب فساد در ورزش با نقش تعدیل کننده درگیری اخلاقی
قهرمان صفری 1403هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر ادراک فساد بر تمایل به ارتکاب فساد در ورزش با نقش تعدیل کننده درگیری اخلاقی بود. روش پژوهش حاضر از نظر نوع، توصیفی_پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی افراد جامعه که با ورزش سرو کار دارند میباشد. روش نمونه گیری بصورت تصادفی ساده و حجم نمونه آماری نیز با توجه به فرمول کوکران محاسبه شد. که در نهایت 398 نفر به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامههای استاندارد سنجش ادراک فساد عمومی و درگیری اخلاقی میباشد که بر اساس نیاز پژوهش سوالات خلاصه بندی شده اند و همچنین برای سنجش ادراک فساد در ورزش از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. در پژوهش حاضر روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط اساتید و متخصصان مورد تایید قرار گرفت و روایی سازه آنها توسط تحلیل عاملی مرتبه اول مورد آزمون قرار گرفت و تایید شد. و برای سنجش پایایی از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن برابر 743/0 بود. در راستای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار و جهت طراحی مدل معادلات ساختاری و بررسی فرضیات از نرم افزار PLS3 استفاده شد که نحوه انجام آن بهطور مفصل در بخشهای گذشته شرح داده شده است. لذا بر اساس یافتههای این پژوهش ادراک فساد عمومی بر ادراک فساد در ورزش تاثیر گذار بود؛ همچنین ادراک فساد عمومی بر تمایل به ارتکاب به فساد در ورزش تاثیرگذار است و در نهایت میتوان گفت که درگیری اخلاقی در رابطه بین ادارک فساد عمومی بر تمایل به ارتکاب به فساد در ورزش نقش تعدیل گری را دارد. لذا با توجه به یافتههای پژوهش حاضر پیشنهاد میشود مسئولین و مدیران برای کاهش فساد در ورزش به مقوله ترویج مسائل اخلاقی در سازمانها و فدراسیونهای ورزشی بپردازند.
-
تناسب تصویر رقابت ورزشی(فوتبال) زنان: از تعصب احتمالی تا قضاوت تطبیقی
هانیه پرنو 1403 -
تاثیر 6 هفته تمرین هوازی بر بیان mRNA و پروتئین های HSP70,HSP40,HSP110,HSF-1 در قشر حرکتی موش¬های C57BL/6 مولتیپل¬اسکلروزیس القا شده توسط کوپریزون.
امیرحسین ملکی 1403هدف: این مطالعه به بررسی تاثیر ورزش هوازی بر بیان ژنهای قشری Hsp 70، Hsp 110، Hsp 40 و HSF 1 در موشهای C57BL/6 مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ناشی از کوپریزون میپردازد. مواد و روشها: در این مطالعه 20 موش ماده (3±23 گرم) به طور تصادفی به چهار گروه(تعداد=5) کنترل، ورزش، کوپریزون و ورزش + کوپریزون تقسیم شدند. حیوانات به عنوان حیوان خانگی تحت شرایط مناسب نگهداری می شدند. برای مدل سازی بیماری با کوپریزون ، غذای حاوی 0.2 درصد کوپریزون به دو گروه ورزش + MS و MSو دو گروه ورزش + MS و کنترل + ورزش به مدت شش هفته و پنج جلسه در هفته تمرین. داده شد و هر جلسه 15-60 دقیقه و 20-20 متر در دقیقه تمرین هوازی بود. برنامه تمرین هوازی و القای کلونیزاسیون به طور همزمان انجام شد. بیوپسی 48 ساعت پس از آخرین روز تمرین انجام شد. قشر مغز استخراج شد و نیمی از قشر مغز همگن شد. بافت برای بیان ژنهای Hsp 70، Hsp 110، Hsp 40، و HSF1 با روش Real-time PCR و بیان پروتئینهای Hsp 70، Hsp 110، Hsp 40 و HSF 1 با وسترن بلات و نیمی دیگر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از تجزیه و تحلیل تجزیه و تحلیل قشر برای کریستال ویولت انجام شد. رنگ آمیزی استفاده می شود. سطح معنی داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد( 05/0 ? p) یافتهها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که 6 هفته تمرین هوازی بیان ژن ها و پروتئین های شوک حرارتی را به طور معنی داری (P>0/05) افزایش می دهد. همچنین باعث افزایش میلینهدار شدن میشود(P>0/05). نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که بیان ژن های Hsp 70، Hsp 110، Hsp 40 و HSF1 و پروتئین های Hsp 70، Hsp 110، Hsp 40 و HSF1 افزایش یافته است. به طور کلی، این نتایج یک نتیجه گیری قطعی را ارائه می دهد. ورزش هوازی می تواند آسیب ناشی از MS به غلاف میلین را کاهش دهد، اما تحقیقات بیشتری لازم است.
-
مقصد در ادبیات گردشگری ورزشی: مرور کتاب سنجی
کیوان فتاحی 1403این پژوهش با هدف مقصد در ادبیات گردشگری ورزشی: مرور کتاب سنجی انجام گرفت. در این مطالعه از تکنیکهای کتابسنجی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را مطالعات صورت گرفته مرتبط با مقصد در گردشگری ورزشی در در پایگاه اسکوپوس تشکیل میدهند. نمونه شامل مطالعات صورت گرفته در بازه زمانی بین سالهای 2003 تا ???3 می باشد. که معیارهای انتخاب شامل نوع سند(صرفا مقالات) زبان (محدود به اتگلیسی)، در حوزه مقصد در گردشگری ورزشی هستند. تجزیه و تحلیلها با استفاده از نرم افزار Bibliometrix-R انجام شده است. بیبلیومتریکس ابزاری برای تجسم اطلاعات در تجزیه و تحلیل کتابسنجی بر اساس تولیدات و انتشارات علمی در کشورها و مناطق، مجلات، نویسندگان، مقالات، کلمات کلیدی و موسسات تحقیقاتی است. یافتههای این پژوهش نشان داد که حوزههای مطالعاتی در مقاصد گردشگری ورزشی شامل: حوزه مدیریت کسب وکار،حوزه منابع اجتماعی و حوزه محیط زیست بود. همچنین موضوعات پرطرفدار در بخش مقاصد گردشگری ورزشی دربرگیرنده: فرهنگ، تماشاچی، بازاریابی، تصویر مقصد بودند. و در نهایت تحلیل هم رخدادی واژهها نشان داد که محققان بر روی پنج خوشه گردشگری ورزشی و پایداری مقصد، تغییرات اقلیمی، تصویر مقصد، رویدادهای بزرگ ورزشی و بخش بندی انگیزه گردشگری تمرکز داشتهاند. بنابراین با توجه به یافتههای پژوهش حاضر به مسئولان پیشنهاد میشود برای بهبود وضعیت مقاصد گردشگری ورزشی به ایجاد و بهبود زیرساختهای ورزشی و رفاهی برای جذب گردشگران ورزشی توجه ویژه داشته باشند.
-
بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی و مصرف ویتامینD بر سطح پلاسمایی HbA1c، و نیمرخ لیپیدی در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک شهر کرمانشاه
مریم شیرمستی 1403 -
آثار تمرینات فال پروف و چند جزئی بر عملکرد تعادلی، وضعیت شناختی و زمان واکنش سالمندان مرد 65-75 سال
مسلم تاراجیان 1403 -
تاثیر تمرینات بالشوله بر سواد حرکتی دانش¬آموزان دختر 11-9 سال شهرستان کنگاور
طیبه سلطانی فر 1403چکیده مقدمه: در دهههای اخیر، رشد و توسعه فنآوریهای نوین و افزایش دسترسی به رسانههای دیجیتال از یک سو، و کاهش فعالیتهای بدنی به دلیل سبک زندگی کمتحرک از سوی دیگر، منجر به کاهش سطح سواد حرکتی در کودکان و نوجوانان شده است. این تغییرات در الگوی زندگی، ضرورت استفاده از رویکردهای آموزشی نوین و جذاب را برای افزایش سطح سواد بدنی کودکان بیش از پیش نمایان ساخته است. سواد حرکتی بهعنوان یکی از اجزای کلیدی رشد بدنی و سلامت عمومی، شامل توانایی حرکت موثر، درک حرکتی و اعتماد به نفس در فعالیتهای بدنی است. بهبود این مهارتها میتواند نه تنها به رشد حرکتی، بلکه به سلامت روانی و اجتماعی کودکان نیز کمک کند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر بازیهای بالشوله هایدلبرگ بهعنوان یک رویکرد نوین آموزشی بر سواد حرکتی دانشآموزان دختر 9 تا 11 سال شهرستان کنگاور انجام شد. روش تحقیق: روش پژوهش به صورت نیمهتجربی و با طراحی پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروههای کنترل و تجربی صورت گرفت. نمونه پژوهش شامل 40 نفر از دانشآموزان دختر پایه ابتدایی در محدوده سنی 9 تا 11 سال بود که به صورت نمونهگیری خوشهای تصادفی از مدارس شهرستان کنگاور انتخاب شدند. شرکتکنندگان به دو گروه تجربی (20 نفر) و کنترل (20 نفر) تقسیم شدند. برای ارزیابی سواد حرکتی از پرسشنامه سواد حرکتی کانادا-نسخه دوم (CAPL-2) استفاده شد. این ابزار، یکی از ابزارهای معتبر و استاندارد برای سنجش سواد حرکتی است که شامل ارزیابی جنبههای مختلف تواناییهای بدنی، حرکتی و درک حرکتی میباشد. گروه تجربی به مدت 8 هفته (2 جلسه در هر هفته) در جلسات آموزشی بازیهای بالشوله هایدلبرگ شرکت کردند. این بازیها که مبتنی بر نظریههای یادگیری حرکتی و رشد مهارتها طراحی شدهاند، با تاکید بر جنبههای سرگرمکننده و چالشبرانگیز، به بهبود تواناییهای حرکتی و تقویت علاقهمندی به فعالیتهای بدنی میپردازند. گروه کنترل در این مدت، برنامههای آموزشی معمول خود را بدون شرکت در این بازیها ادامه دادند. برای تحلیل دادههای جمعآوریشده، ابتدا با استفاده از آزمون شاپیرو-ویلک نرمال بودن توزیع دادهها بررسی شد. سپس، به منظور بررسی تاثیر مداخله، از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) بهره گرفته شد. تمامی تحلیلها با استفاده از نسخه 26 نرمافزار انجام گرفت. نتایج این تحلیلها بهمنظور ارزیابی تفاوت بین دو گروه تجربی و کنترل و تعیین اثربخشی بازیهای بالشوله بر سواد حرکتی دانشآموزان مورد استفاده قرار گرفت.
-
بررسی ارتباط سطوح سرمی ویتامین دی با تبحر حرکتی و عملکرد شناختی کودکان
افسانه قلعه شاهینی 1403 -
مقایسه اثر تمرینات زنجیره حرکتی بسته مبتنی بر آب و خشکی بر درد، عملکرد، ناپایداری زانو، حس عمقی، ترس از حرکت، و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به استئوآرتریت و خالی کردن زانو.
مهشید محمدی درویشانی 1403 -
تاثیر هشت هفته بازی های منتخب بالشوله هایدلبرگ تحت فشار پیچیدگی تکلیف بر تبحر حرکتی دانش آموزان دختر 9 تا 11 ساله کرمانشاه
ندا محمدویسی 1403 -
مقایسه اثربخشی خطی و غیرخطی (بازی های منتخب بالشوله) در توسعه مهارت های توپی در دختران 9 - 7 سال با تمرکز بر خودکارآمدی و لذت
راضیه پرنو 1403زمینه و هدف: پیچیدگی شیوههای آموزشی و مقولهی تفاوتهای فردی، چالشهای فراوانی برای متخصصین آموزش مهارتهای حرکتی ایجاد نموده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش خطی و غیرخطی (بازیهای منتخب بالشوله) بر توسعه مهارتهای توپی در دختران 9–7 سال با تمرکز بر خودکارآمدی و لذت فعالیت بود. روششناسی: جامعه آماری پژوهش شامل دختران 9-7 ساله ساکن شهر کرمانشاه بود. نمونه آماری را 30 نفر تشکیل دادند که به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری تمرین خطی و تمرین غیر خطی قرار تخصیص داده شدند. هر دو گروه به مدت 8 هفته، هفتهای 3 جلسه در برنامه مداخلهای که شامل آموزش خطی (انجام تمرینات تجویزی و تکراری) و آموزش غیرخطی (دستکاری قیود تکلیف مانند تجهیزات و دستورالعملها) بازی های بالشوله هایدلبرگ بود، آموزش داده شدند. مهارتهای توپی شامل دقت پرتاب از بالای شانه، دریبل مارپیچ بسکتبال و آزمون شوت، به همراه متغیرهای شناختی لذت و خودکارامدی، قبل و بعد از مداخله ارزیابی شدند. با استفاده از آزمون شاپیرو-ویلک طبیعی بودن دادهها بررسی شد. از آزمون تحلیل کوواریانس نیز به منظور مقایسه گروهها ضمن در نظر گرفتن اثر متغیرهای مزاحم استفاده شد. آماری با نرم افزار ، در سطح معناداری 0.05 صورت گرفت. یافتهها نتایج این پژوهش به طور جامع نشان داد که رویکرد آموزش غیرخطی در مقایسه با روش آموزش خطی، تاثیرات معناداری بر بهبود مهارتهای مرتبط با توپ و برخی از جنبههای روانشناختی در کودکان دارد. بهطور خاص، در مورد مولفه پرتاب از بالای شانه، تفاوت معناداری میان دو گروه مشاهده شد (P = 0.002)، بهطوری که گروهی که آموزش غیرخطی را تجربه کرده بودند، عملکرد بهتری نسبت به گروهی که از روش خطی بهرهمند بودند، داشتند. این یافته نشان میدهد که روشهای غیرخطی میتوانند مهارتهای حرکتی پیچیدهتری را در کودکان تقویت کنند. در مورد دریبل مارپیچ بسکتبال، تفاوت معناداری میان دو گروه وجود نداشت (P = 0.201). با این حال، یافتههای مربوط به مولفه شوت نشان داد که گروه غیرخطی به طور معناداری عملکرد بهتری نسبت به گروه خطی داشتند (P = 0.007)، که این امر اهمیت رویکردهای آموزشی منعطف و غیرخطی را در تقویت مهارتهای دقیقتر و تخصصیتر برجسته میکند. از منظر روانشناختی، بررسی متغیر لذت از فعالیت نشان داد که گروه غیرخطی به طور معناداری از فعالیتها بیشتر لذت بردند (P = 0.003)، که این امر نشان میدهد که تجربه آموزشی متنوع و منعطف میتواند انگیزه و مشارکت کودکان را افزایش دهد. همچنین، میزان خودکارآمدی در گروه غیرخطی به طور معناداری بالاتر بود (P = 0.031)، که نشاندهنده تاثیر مثبت این روش بر اعتماد به نفس و تواناییهای فردی کودکان است.
-
اثر رهاسازی فعال و رهاسازی میوفاشیال بر درد، ناتوانی، شاخص عملکرد عضلات عمقی گردن، زاویه سر به جلو و قدرت عضلات گردن در دانشجویان زن مبتلا به گردن درد مزمن غیراختصاصی
حنان مقدم 1403چکیده گردن درد یکی از مشکلات شایع در جوامع انسانی است و باعث ایجاد آسیبهای ستون فقرات، ناتوانی فرد، کاهش کیفیت زندگی و ترس از حرکت میشود؛ همچنین گردن درد موجب ایجاد ناهنجاریهای گردن از جمله سر به جلو میشود و این وضعیت باعث ایجاد ناهنجاریهای وضعیتی، ناراحتی، درد و ناتوانی گردن خواهد شد. از جمله راههای کاهش درد گردن استفاده از ماساژ درمانی میباشد که در سالهای اخیر روشهای تمرینی رهاسازی فعال و رهاسازی میوفاشیال مورد استفاده قرار میگیرد؛ با این حال مشخص نیست این نوع تمرینات تا چه حدی بر روی گردن درد مفید میباشد، پس هدف این مطالعه بررسی اثر رهاسازی فعال و رهاسازی میوفاشیال بر سر به جلو، VAS، قدرت عضلات گردن، دامنه حرکتی گردن، حس عمقی گردن، کیفیت زندگی، NDI، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس، ترس از حرکت تمپا، خودکارآمدی درد، فاجعه آمیزکردن درد در دانشجویان زن مبتلا به گردن درد مزمن غیراختصاصی میباشد. در این پژوهش، 45 زن مبتلا به گردن مزمن به شکل تصادفی به سه گروه 15 نفری تمرینات رهاسازی فعال، تمرینات رهاسازی میوفاشیال و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت 2 هفته (6 جلسه) انجام شد؛ 24 ساعت قبل از شروع پروتکل تمرینی پیشآزمون و یک روز پس از اتمام پروتکل تمرینی پسآزمون گرفته شد. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل، آزمون t وابسته و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0>P با استفاده از نرمافزاار نسخه 26 تحلیل شدند. براساس یافتههای مطالعه حاضر، افزایش معناداری در دادههای کیفیت زندگی، NDI، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، خودکارآمدی درد، فاجعهآمیز کردن درد، VAS، قدرت (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست)، دامنه حرکتی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست) و حس عمقی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست) در گروه رهاسازی فعال مشاهده شد 05/0>P. همچنین در گروه رهاسازی میوفاشیال در دادههای کیفیت زندگی، NDI، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، خودکارآمدی درد، فاجعهآمیز کردن درد، VAS، قدرت (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست)، دامنه حرکتی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست) و حس عمقی گردن (فلکشن، اکستنشن، لترال چپ و لترال راست) افزایش معناداری مشاهده شد 05/0>P. اما در گروه کنترل افزایش معنادار مشاهده نشد و در دادههای ترس از حرکت تمپا و سر به جلو در هیچکدام از گروهها تاثیر معنادار مشاهده نگردید. به نظر میرسد تمرینات رهاسازی فعال و رهاسازی میوفاشیال نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی، NDI، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس، خودکارآمدی درد، فاجعهآمیز کردن درد، VAS، قدرت عضلات گردن، دامنه حرکتی گردن و حس عمقی گردن دارد. کلید واژه: گردن درد، سر به جلو، رهاسازی فعال، رهاسازی میوفاشیال
-
اثر کوتاه مدت مکمل دهی ویتامین D بر سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) به دنبال یک جلسه فعالیت تناوبی با شدت بالا در مردان والیبالیست.
حیدر احسان مراد 1402 -
تاثیر شش هفته تمرین ترکیبی با مکمل دهی خارخاسک بر هورمون رشد در ورزشکاران مرد آماتور رشته کراسفیت
حافظ قشقائی 1402بسیاری از ورزشکاران رشتههای قدرتی و ترکیبی برای تحریک عضلات به رشد، به دنبال راههایی برای افزایش ترشح GH هستند. استفاده از هورمونهای پپتیدی نظیر GH توسط سازمان جهانی مبارزه با دوپینگ از سال 1989 ممنوع شده است. درنتیجه ورزشکاران به دنبال استفاده از مکملهای مجازی هستند که سبب افزایش ترشح GH شوند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر شش هفته تمرین ترکیبی با مکمل دهی خارخاسک بر هورمون رشد در ورزشکاران مرد آماتور رشته کراسفیت است. به همین منظور 30 ورزشکار در گروه های آزمایشی (تمرین + مکمل، تمرین + دارونما، تمرین) قرار می گیرند و به مدت شش هفته تمرینات ترکیبی را می گذرانند. گروه تمرین+مکمل پیش از آغاز هر جلسه تمرین، میزان 450 میلیگرم عصاره خارخاسک را بهصورت یک کپسول ژلاتینی قبل از تمرین مصرف میکنند و گروه تمرین+دارونما، نیز یک کپسول ژلاتینی حاوی 450 میلی گرم دارونما (نشاسته) با شکل و رنگ مشابه کپسول های خارخاسک را مصرف میکنند. گروه تمرین نیز، فقط در جلسات تمرینی شرکت میکنند. در پایان شش هفته تاثیرات بر روی سطح سرمی GH و افزایش قدرت ورزشکاران انداره گیری می شود.
-
تاثیر 8 هفته بازی های منتخب بالشوله هایدلبرگ بر تبحر حرکتی و مهارتهای بینایی حرکتی دانش آموزان دختر 9_7 ساله
سمیرا جعفری 1402 -
تاثیر 16 هفته بازی¬های توپی منتخب بالشوله هایدلبرگ بر مهارت¬های حرکتی درشت و ظریف کودکان مبتلا به دیسپراکسیای حرکتی
زهرا محمدی 1401Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
-
تاثیر یک دوره هشت هفته ای بازی های منتخب مونته سوری در خانه بر تبحر حرکتی،خشونت های خانگی و کیفیت زندگی کودکان همی پلژی اسپاستیک در دوران شیوع ویروس کرونا
مهسا خالدی 1401مقدمه: در دوران شیوع بیماری کووید-19 مراکز مختلفی از جمله مدارس تعطیل شدند، روابط اجتماعی بشدت محدود شد و فعالیت های اوقات فراغت خارج از خانه لغو یا بسیار کاهش یافت که کلافگی و بی حوصلگی در کودکان را به دنبال داشته است. همچنین بیماری کووید 19 با تاثیر گذاشتن بر رفتار روزمره مردم، منجر به گسترش احساس اضطراب، افسردگی و پرخاشگری در بین افراد جامعه به ویژه کودکان شده است. در این دوران کودکان بخصوص کودکان دارای اختلال، که به خودی خود از محدودیت هایی برخوردار هستند در قرنطینه خانگی بوده و از محیط ها و مراکز دور بوده و مهارت های حرکتی آنان تحلیل رفته و در خانه ماندن آنها را به فردی پرخاشگر تبدیل کرده. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تاثیر 8 هفته بازی های منتخب مونته سوری بر تبحر حرکتی، خشونت های خانگی و کیفیت زندگی کودکان همی پلژی اسپاستیک در دوران شیوع ویروس کرونا طراحی شد. روش تحقیق: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بود. جامعه آماری شامل کودکان 5-8 (6.42± 1.12) سال همی پلژی اسپاستیک شهرستان کرمانشاه بودند. آزمودنی ها به صورت دردسترس از مرکز بهزیستی واقع در استان کرمانشاه، ایران، انتخاب شدند. در پیش آزمون تعداد 24 نفر (گروه آزمایش 12 نفر و گروه کنترل 12 نفر) در پژوهش شرکت داشتند. پس از انتخاب نمونه ها و گروه بندی آنها در دو گروه تجربی و کنترل از طریق پیش آزمون داده های اولیه را توسط آزمون های ذکر شده طبق ترتیب ( 1- آزمون عملکرد حرکتی لینکلن اوزرتسکی 2- تکمیل پرسشنامه پرخاشگری 3- تکمیل پرسشنامه کیفیت زندگی) جمع آوری کرده و سپس انجام هشت هفته تمرینات در منزل که هر هفته شامل سه جلسه در زمان 45 دقیقه (5 دقیقه گرم کردن، 35 دقیقه انجام تمرینات و بازی ها و پس از آن 5 دقیقه سرد کردن) انجام گرفت که تمرینات طبق جدول ارائه شده (3-4) در طول هفته ها از ساده به پیشرفته متفاوت بود. این تمرینات دارای جنبه فیزیکی بوده و تقویت تبحر حرکتی این کودکان را درنظر دارد. لازم به ذکر است در ابتدای جلسات وسایل مورد نیاز بازی های مونته سوری به آزمودنی ها تحویل داده شده و طریقه استفاده از آن و نحوه اجرای تمرینات به آنها آموزش داده شد. راه ارتباطی پژوهشگر و کودکان از طریق تماس تصویری در شبکه مجازی واتس اپ بود. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله مبتنی بر هشت هفته بازی های منتخب مونته سوری بر تبحر حرکتی، خشونت های خانگی و کیفیت زندگی کودکان همی پلژی اسپاستیک در دوران شیوع ویروس کرونا تاثیر معناداری دارد.(P<0.05)
-
بررسی تاثیر بازخورد خود کنترل بر یادگیری تکالیف ساده و دشوار در کودکان مبتلا به طیف اوتیسم
فاطمه نجفی 1400 -
مقایسه اثر فعالیت جسمانی با متفورمین، بر نقص شناختی ناشی از رژیم غذایی پرچرب با تاکید بر مقاومت انسولینی درموش صحرایی
آرمان ابراهیمی 1400 -
بررسی ادراک ویژه عمل در شرایط متفاوت کانون توجه در کودکان طیف اوتیسم
استیره حسنی 1400چکیدههدف: هدف تحقیق حاضر بررسی ادراک ویژه عمل در شرایط متفاوت کانون توجه در کودکان طیف اوتیسم بود. روششناسیپژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمهتجربیبا طرح پیشآزمون و پسآزمون بود. جامعه آماری پژوهش کودکان پسر طیف اوتیسم مرکزتخصصی شهر کرمانشاه بودند. از بین جامعه موردنظر 45 نفر از افراد مبتلا بهاختلالات طیف اوتیسم با عملکرد بالا شناسایی شدند و بهصورتتصادفی به سه گروه 15 نفره توجه درونی، توجه بیرونی و گروه کنترل تقسیم کردیم. پس از ارائه اصول پایهای و جزئی درباره مهارت پرتاب دارت برایهمه آزمودنیها یک الگوی یکسان نشان داده شد. سپس، هرکدام از شرکتکنندگان پنج کوششآزمایشی پرتاب دارت را جهت گرمکردن انجام دادند. بعد از 3 دقیقه استراحت از آزمودنیها پیشآزمون شاملیک بلوک ده کوششی به عمل آمد بعد از 15 دقیقه استراحت و در مرحله اکتساب آزمودنیها5 بلوک 10 کوششی بافاصله استراحت سهدقیقهای بین بلوکها اجرا کردند. دستورالعملهایتمرکز قبل از هر کوشش آزمایش تکرار شدند و از آزمودنیها خواسته شد پیش از اجرای تکالیف در هر بلوک اندازه هدف را تخمین بزنند.برای این منظور، شرکتکنندگان از شکل دایره موجود در مایکروسافت پاورپوینت استفادهکردند برای کشیدن دایرهای هم اندازه هدف دارت. شرکتکنندگان اجازه داشتند تا آنجاکه احساس کنند اندازه دایره ساخته شده معادل و هم اندازه هدف خواهد شد، اندازهدایره را تغییر دهند. سپس روز بعد آزمودنیها آزمون یادداری و آزمون انتقال رااجرا کردند. یافتهها: نتایج نشان داد که گروه کانون توجه درونی عملکرد پرتابدارت بهتر و ادراک ویژه عمل بیشتری نسبت به گروه کانون توجه بیرونی و گروه کنترلداشتند. همچنین بینعملکرد پرتاب دارت و ادراک ویژه عمل گروه کانون توجه درونی در مرحله اکتساب ارتباطمثبت و معناداری وجود دارد. اما بین عملکرد پرتاب دارت و ادراک ویژه عمل گروه کانونتوجه بیرونی و گروه کنترل در مرحله اکتساب ارتباط معنیداری وجود ندارد.نتیجهگیری: باتوجهبه نتایج تحقیق حاضر کانون توجه درونی در افراد مبتلابه اختلال طیف اوتیسم منجر به عملکرد و ادراک ویژه عمل بهتری نسبت به کانون توجهبیرونی در تکلیف پرتاب دارت میشود.کلیدواژهها:
-
ارتباط نابالیدگی عصبی حرکتی با اختلال رفتاری کودکان مدارس ابتدایی کرمانشاه
حدیث محمودی 1400 -
تعامل نوع توجه با فراوانی بازخورد بر یادگیری مهارت پرتابی در کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم
الناز خداداده 1400 -
مقایس? اثر انواع فعّالیّتهای هوازی بر رفتارهای شبه اوتیسم ناشی از مصرف غذای پرچرب در موش صحرایی نر.
حسین نظری 1400 -
مقایسه اثر بازخورد خود کنترل و آزمونگر کنترل و ترکیبی بر یادگیری مهارت های پایه هندبال در افراد مبتدی
افنان وفیق مجید 1400 -
بررسی تاثیر تمرین هوازی تداومی و تناوبی بر عملکرد شناختی در موش های سالخورده
سیفان سروه ت فقی محمد 1399 -
تاثیر کانون توجه بر اجرای تکلیف پرتاب دارت و حافظه کاری در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم
قیس محمدرمضان 1399

